یکشنبه 16 بهمن (هفته 27 بارداری)
سلام به عسل خوشگلم خوبی عزیزم....
راستش سفر مامانی به شیراز برای عید کنسل شد...راستش چون برای عید میرم توی ماه هشت و نزدیک امدن تو نینی گلمه ریسکه که بخوام با این هواپیماهای در پیت برم...یعنی باباتم اصلا راضی نیست عسلم..برای همین تصمیم بر این شد که مامانی و تو و بابایی عیدو تهران باشیم...
امروز رفتم برای سونوی سه بعدی...راستش هم دلم نمیومد بدم به خاطر ضرر هایی که داره هم دوست داشتم برات یه یادگاری باهال بمونه...به خاطر حتی فیلمی که بهم میدن عزیزم..برای همین دلو زدم به دریا و رفتم.....
اینقدر شیطون باهال و نازی بودی که نگو....قبلش حسابی شیرینیو شکلات خوردم که راحت بتونی وول بخوری و دکتر راحت تر بتونه کارشو بکنه...اما نمیدونم چرا مامانی تو بر عکس همیشه نه علاقه ای به این کار داشتی نه راضی بودی...توی تمام طول سونو تو شیطون دستت توی صورتت بودو اصلا نتونست دکتر عکس صورتت و بگیره عزیزم..یه جاش که خیلی خوردنی بودی ...یکی از پاهات و توی دوتا دستت گرفته بودی و تا صورتت اورده بودی بالا...خیلی ناز بودی عزیزم...خلاصه وقتی دیدیم شما رضایت نمیدی ما صورت ماهتونو ببینیم دکتر گفت برم دوباره یه چیزی بخورمو دوباره بیام..بعد از نیم ساعت دوباره رفتمو امدم اما...اصلا...شما کوتاه نیومدین و ما از دیدن روی گلتون محروم موندیم مامانی...
الهی که خودم قربونت برم عسلم....وزنتم 976 گرم بود....قربونت برم داری بزرگ میشیا....
اینم عکساته عسلم....

توی این عکست فقط یه کم از صورتت و لبهاو بینیت معلومه عزیزم....
قربون لبت برم به خودم رفته عشق من....


یکشنبه 16 بهمن (هفته 27 بارداری)
